خلاصهايي از قواعد اعلال
خلاصهايي از قواعد اعلال
قاعده 1: مضارع مثال واوي, اگر بر وزن «يَفعِلُ» باشد, «واو» آن حذف ميشود؛ مانند:
وَعَدَ >> يَوعِدَ >> يَعِدُ
قاعده 2: «واو» ساکن ماقبل مکسور, قلب به «ياء», و «ياء» ساکن ماقبل مضموم, قلب به «واو» ميشود؛ مانند:
إوجاد >> إيجاد إوراد >> إيراد يُيقِنْ >> يُوقِنُ
قاعده 3: «واو» و «ياء» متحرک اگر عين الفعل کلمه واقع شوند و ماقبلشان حرف صحيح و ساکن باشد, حرکتشان به ماقبل داده ميشود؛ مانند:
يَقْوُلُ >> يَقُوْلُ يَبْيِعُ >> يَبِيْعُ
قاعده 4: «واو» و «ياء» متحرک ما قبل مفتوح, قلب به «الف» ميشود؛ مانند:
قَوَلَ >> قَالَ بَيَعَ >> بَاعَ خَوِفَ >> خَافَ
قاعده 5: «واو» و «ياء» مکسور يا مضموم که در اثناي کلمه, و عينالفعل يا لامالفعل باشد, و ما قبل آنها حرف صحيح و متحرک باشد, بعد از سلب حرکت ماقبل, حرکتشان به ما قبل داده ميشود؛ مانند:
قُوِلَ >> قُوْلْ يَدْعُوُوْنْ >> يَدْعُوْوْنَ >> طبق قاعده 6 يَدْعُونَ
بُيِعَ >> بِيعَ يَرمِيُونَ >> يَرْمُيْوْنَ >> طبق قاعده 6 يَرْمُونَ
قاعده6: حرف عله ساکن اگر کنار ساکن ديگري قرار گيرد, حذف ميشود؛ به عبارت ديگر, حرف عله در التقاي ساکنين حذف ميشود؛ مانند:
يَقُولُ در امر به لام >> لِيَقُوْلْ >> لِيَقُلْ
**يادآوري: به مصدر فعل «جَوَبَ» در باب «إفعال» توجه کنيد:
جَوَبَ >> ِإجْوابْ >> طبق قاعده 3 إِجَوْاب >> إِجَاْاْب >> طبق قاعده 6 إِجَاب >> إِجَابَة
قاعده 7: در ناقص, «واو» ما قبل مکسور قلب به «ياء» و «ياء» ما قبل مضموم, قلب به «واو» ميشود؛ مانند:
رَضِوَ >> رَضِيَ دُعِوَ >> دُعِيَ
قاعده 8: «واو» مضموم ما قبل مضموم و نيز «ياء» مضموم ما قبل مکسور, اگر در آخر مضارع ناقص قرارگيرند, ضمه آنها حذف ميشود. اين قاعده در صيغههاي (1, 4, 7, 13, 14) جاري است؛ مانند:
يَدْعُوُ >> يَدْعُو يَرْمِيُ >> يَرْمِي
**يادآوري: به اين نوع اعلال, اعلال سکون گويند؛ که گاهي به حذف حرکت آن است مثل مثالهاي بالا؛ و گاهي به واسطه نقل حرکت به ماقبل است, مثل: يَقْوُلُ >> يَقُولُ
قاعده 9: در ناقص واوي, اگر «واو» حرف چهارم و يا بعد از آن واقع شودو ماقبل ان مفتوح باشد, به «ياء» تبديل ميشود؛ مانند:
يُدْعَوُ >> يُدْعَيُ طبق قاعده 4 >> يُدْعَيٰ
قاعده 10: در آخر صيغههاي (1, 4, 7, 13, 14), مضارع ناقص مجزوم, حرف عله خذف ميشود؛ مانند:
يَدْعُو >> لم يَدْعُ يُسْتَغْنَيٰ >> لِيُسْتَغْنَ
بارخدایا؛