بسم الله الرحمن الرحیم

1-کلمهعجوز (ص12)خبر برای مبتدای محذوف است و حذف مبتدا به سبب وجود قرینه (هی درجمله قبل)

جهت ایجاز محذوف است وهمچنین در عبارت محتاجه به همین گونه می باشد . 

2- نقش کلمه "کیف" در عبارت (کیف َأشکرَ هذه النعمه)(ص12) چیست؟

ج:در این عبارت کیفَ حال است .

نقشهای مختلفی که کیف می تواند بگیرد:

الف)حال است اگر بعد از آن فعل تام بیاید:کیف یساعد الاخرین (ص23)

ب)خبر است برای مبتدا اگر بعد از آن اسم بیاید:کیف حالک؟

ج)خبر برای فعل ناقصه است اگر بعد از آن فعل ناقصه بیاید :کیفَ کنتَ؟

د)مفعولٌ به است اگر بعد ازآن فعل دو مفعولی بیاید :کیفَ أعلمتَ زیداً الخبرَ؟ 

3-در عبارت (أسلمتُ منذُ مدهٍ)(ص12) "منذُ" چه اعرابی دارد؟

ج:در این عبارت حرف جاره است .

مذ ومنذ اگر بر سر جمله اسمیه وفعلیه بیاید ظرف زمان واعراب آن محلی است  ( إتَّفقنا منذُ تکلَّمنا حول هذاالأمر) ؟

و هر گاه بر سر اسم بیاید حرف جار است. 

4- ماذا أفعل (ص 12)مضارع مرفوع در اینجا به صورت مضارع اخباری ترجمه شده است زیرا گاهی  مضارع التزامی طبق سیاق جمله ترجمه می شود . ماذا أفعل ؟ چه کار کنم . 

5-(أین َ بیت النبی(ص)؟) (ص13)

ج)در این عبارت أین چون بر سر اسم آمده می تواند هم خبر مقدم ومحلا مرفوع یا مفعولٌ فیه ومحلا منصوب باشد .اما اگر بر سر فعل بیاید فقط مفعولٌ فیه ومحلا منصوب است :أین َ تذهبُ ؟ 

6-(یا للسعاده)(ص13)چه اعرابی دارد ؟منادی برای تعجب.       یا:حرف ندا برای تعجب          لَ: حرف جر

در همین صفحه " أهلاً وسهلاً " مفعولٌ به است ومنصوب برای فعل محذوف و نوع جمله فعلیه می باشد. 

7-لفظ (ایُّ) اسم استفهام معرب ومونث آن  "اَیّة" می باشد و در حالت مثنی "ایّان –ایّین – ایّتان –ایّتَین" ودر جمع ایّون – ایّین و ایّات است . 

8- آیه شریفه (النجمُ والشجرُ یسجدان ):گیاه ودرخت سجده می کنند (ص15)

 نکته بلاغی:" النجم" جهت مراعات نظیر با کلمه ی الشجر، بااین لفظ آمده است و در این آیه به معنی گیاه است ودیگر به معنی ستاره نیست  . 

9-لمَّا در جمله (فلمَّا خرجَ الولدُ ص23) لمَّا چون بر سر فعل ماضی آمده ، مفعولٌ فیه ومحلا منصوب است ودر تحلیل صرفی اسم به حساب می آید.

10-در آیه شریفه (إستکبَرَ هوَ وجُنوده فی الأرضِ ص 34) کلمه " هو"  نقش تاکید را دارد وفاعل فعل استکبر ضمیر مستتر (هو) می باشد . 

11- عبارت إن شاء ....(ص14) جمله شرطیه است شاء: فعل شرط محلا مجزوم وجواب آن محذوف است .

للصحابیّ : مجرور به حرف جر است زیرا "یاء" یاءنسبت است. 

12-کلمه بعد در عبارت (بعدَ لحظهص23)ظرف ومنصوب است .

گاهی کلمات " قبل و بعد  "مبنی بر ضم به بناء عرضی هستند وآن در صورتی است که مضاف الیه آن محذوف می باشد.      مثال : (هذا الذی رزقنا من قبلُ) (عربی 2 ص 102). 

13- چند نکته از  آیه شریفه (یا ایَّها المدَّثر قم فأنذر و ربّک فَکبِّر ص34) : 

کلمه (المدَّثر )اسم فاعل از باب تفعل می باشد .که «تاء» بدل به «دال» شده است.

( ربّ) مفعولٌ به است که به سبب اهمیت بر فعل مقدم شده است . 

چند نکته پیرامون مصدر :

- ساخت مصدر میمی :

الف ) از ثلاثی بر وزن مَفعل  (مضرب)

 ب) از غیر ثلاثی از مضارع مجهول با تبدیل حرف مضارعه به «مُ» (مُکرم)

-مصدر صناعی:

اسم منسوبی که  " ة " تانیث بگیرد و معنی مصدری بدهد .یا به اسم فاعل اضافه شود مثل (عالمیَّة) یا به

اسم مفعول مثل (معذوریَّة) ویا به اسم تفضیل مثل ( أرجحیَّة ) .

-اسم مصدر : لفظی که بر معنی مصدر دلالت دارد ولی در حروف از فعل خودش تفاوت دارد . مثال:

"عَطاء" که اسم   "إعطاء" است و " إعطاء " مصدر "أ عطی" می باشد. 

 -تذکار ( یاد آوری): فعل نهی 14 صیغه دارد و در ترجمه ی صیغه های غایب و متکلم از لفظ (نباید) استفاده می کنیم . 

چند وزن دیگر ثلاثی مزید :

-إفعلَّ       یفعلُّ     إفعلاّل      مثال:  إحمرَّ          یحمرُّ        إحمرار    

- إفعالَّ      یَفعالُّ        إفعیلال    مثال  : إحمارَّ      یحمارُّ     إحمیرار     (رنگها وعیب ها )

 از مزید رباعی

-تَفَعلَلَ   یَتَفَعلَلُ    تَفَعلُل    :  تَدَحرَجَ    یَتَدَحرَجُ    تدَحرُج      (برای مطاوعه)

- إفعَللَّ    یَفعَلِلُّ   إفعِلّال    :  إقشعرّ       یقشعرُّ      إقشعرار    ( " مبالغه)   

- إفعَنـْلـَلَ       یَفـْعَنـلِـلُ    إفعنلال   : إحرنجمَ     یَحرنجمُ     إحرنجام    (  "   ")    

منابع:

۱- شرح ابن عقیل

۲-راهنمای معلم

۳-مبادی العربیة ج ۴

۴- الجدول ازمحمود صافی

۵- موسوعة صرف و نحو  از امیل بدیع یعقوب

  منبع :

«وبلاگ گروه عربی اداره ی کل شهر تهران»