نقش تمییز در جمله
نقش تمییز در جمله
مقدمه : بعضی اسمها به خودی خود دارای ابهام هستند وگاهی در بعضی از جمله ها نیزابهام وجود دارد که باید
برطرف شود زیرا درغیر این صورت ان اسم یا جمله از نظرمعنی دارای احتملات زیاد می شود و کلمه ای که این
ابهام را برطرف می کند «تمییز» نام دارد.
تعریف تمییز:
اسمی است[ نکره ،منصوب وغالبا جامد] که بعد ازیک اسم مبهم(نا مشخص ) یا یک جمله مبهم (نسبت یا رابطه
نامشخص درجمله )می اید بطوری که اگر تمییز اورده نشود ،معنی اسم یا جمله دارای وجوه مختلف می باشد.
مثال : عندی ثلاثون کتاباً
توضیح:کلمه «ثلاثون» مبهم است وبرای معنی ان احتمالات زیادی وجود دارد:
ثلاثون قلماً ، ثلاثون دفترا ، و ثلاثون..................
کلمه «کتاباً» مقصود از «ثلاثون» را بیان کرده است.
مثال :حسنَ التلمیذُ أخلاقاً
توضیح:در نسبت «نیکو بودن» به «شاگرد» احتمالات زیاد وجوددارد مثل نیکوبودن درس ، قیافه، رفتارو..........
کلمه«أخلاقاً» مقصود از «نیکو بودن شاگرد» را بیان کرده است.
تمییز بر دو نوع است:
1- تمییز مفرد یا ذات( أسماء وأشیاء) :منظور تمییزی است که بعد از یک «اسم مبهم» می اید.
2- تمییز جمله یا نسبت(رابطه بین دو چیز): منظور تمییزی است که بعد از یک «جمله مبهم»می اید.
تمییز مفرد: برای تشخیص این تمییز باید اسمهای مبهم را بشناسیم وبدانیم بعد از انها تمییز می اید.
اسمهای زیربه تمییزمفرد نیاز دارند :
1- مقدار 2- عدد3- شبه مقدار
مقدار : مساحت، وزن، پیمانه
مساحت: عندی مترٌ قماشا - وزن:إشتریت طُناً حدیداً- پیمانه :أعطِنی صاعاً قمحاً
عدد:1-عدد صریح (3 تا99)2- عددغیرصریح مثل (کم استفهامیه) که تمییزان مفرد ومنصوب است.کم کتابا عندک؟
شبه مقدار:شبه مساحت، شبه وزن، شبه پیمانه .
شبه مساحت: ما فی السماء قدرُ راحةٍ سحاباً.(به اندازه کف دست ابر در اسمان نیست)
شبه وزن:ما فی رأسِک مثقالُ ذرةٍعقلاً.(اندازه یک مثقال عقل در سرت نیست)
شبه پیمانه: إشتریتُ جرّةً سمناً.(یک مشک روغن خریدم)
تمییز نسبت:
*این تمییزدر جواب« از چه نظر؟» یا «از چه جهت؟» ویا«ازچی؟» می اید.
برای تشخیص این تمییز باید فعلهای تمییز طلب ( قابلیت این را دارند که درهنگام ترکیب با فاعل یا مفعولشان
ایجاد ابهام کنند) را بشناسیم وبدانیم بعد از اینها تمییزنسبت واقع می شود.
|
1-حسُن (نیکو شد) 2-کمُل (کامل شد) 3-قرُب( نزدیک شد) 4- کبُر (بزرگ شد) 5- کثُر (زیاد شد ) 6-إزداد(زیاد شد) 7-فاضَ( پر شد) |
|
8- مَلأ( پر کرد) 9- مُلئ (پر شد) 10-إمتلأ( پرشد) 11-طاب( پاک شد) 12-فجّر( جاری کرد) 13-نظّم( نظم داد) 14-إرتفع( مرتفع شد) |
|
15-تقدّم(پیشرفت کرد) 16-رتّب(مرتّب کرد) 17-حفظ( حفظ کرد) 18- إشتهَر(مشهور شد) 19-وسع(گسترده شد) 20-تفتّح(باز شد) |
غالبا بعداز فعلهای زیر تمییز می اید:
تمییز نسبت بر دو نوع است:
1- تمییز منقول (در اصل نقش دیگر ی غیر از تمییز داشته است)
2-تمییز غیر منقول(در اصل نقش دیگر ی غیر از تمییز نداشته است)
توضیح: «تمییز منقول »درابتدا بصورت مضاف و مضاف الیه بوده است و نقش دیگری داشته است (برای
ایجاد ابهام )مضاف ومضاف الیه ازهم جدا شده ومضاف به صورت تمییزدر امده ومضاف الیه به جای ان(در
این مثال فاعل) نشسته ونقش ان را گرفته است .
مثال: طابت نفسُ علیٍّ= طاب علیّ نفساً
ابتدا «نفساً» مضاف بوده و نقش فاعل(نفسُ)داشته است سپس از مضاف الیه جدا شده و تمییز قرار گرفته است
ومضاف الیه(علیّ) بجای فاعل نشسته است.
تمییز منقول بر سه نوع است:
1-تمییزی که در اصل فاعل بوده است
2-تمییزی که در اصل مفعول بوده است
3-تمییزی که در اصل مبتدا بوده است
|
روش پیدا کردن اصل تمییز |
1-در جمله حاوی تمییز،اگر فعل وجود دارد ولازم است پس تمییز در اصل فاعل بوده است
مثال: حسنت هذه التلمیذةُ أدباً حسن أدب هذه التلمیذ
2-در جمله حاوی تمییز ،اگر فعل وجود دارد ومتعدی است پس تمییز در اصل مفعول بوده است.
مثال: حفظتُ الدرسَ عنواناً حفظتُ عنوانَ الدرسِ
3-در جمله حاوی تمییز ،اگر فعل وجود نداردپس تمییز در اصل مبتدا بوده است
مثال: أنت أکثرُ منّی مالاً مالکُ أکثرُ منّی
تمییز غیرمنقول:برای تشخیص تمییز غیر منقول تمییز را مبتدا یا فاعل یا مفعول قرار می دهیم اگر معنی صحیح
نشود تمییز غیر منقول است.
مثال :فاض الإناءُ ماءً( ظرف پر از اب شد )
اگر«ماء» را فاعل قرار دهیم معنی صحیح نیست پس غیرمنقول است (فاض ماءُالإناءِ ) اب ظرف پر شد
مواردی که تمییز مشتق واقع می شود:
1-بعد از فعل کفی .مثال: کفی بالله شهیداً. 2-بعد ازعدد . مثال:رأیت أحدَ عشرَ معلماً.
3-بعد از اسم تفضیل (خیر). فالله خیر حافظاً
|
مواردی که به تمییز نیاز نداریم |
4-مشتق«غیر وصفی» گاهی بعد از اسم تفضیل تمییز واقع می شود مثال:اصحاب الجنة خیرٌمستقراً.
1-عدد یک و دو نیاز به تمییز ندارد.
2-اگر بعد از فعلهای «تمییز طلب» فاعل یا معفول انها به صورت مضاف ومضاف الیه بیاید ومضاف توضیح
دهنده مضاف الیه باشد.جمله به نقش تمییز نیاز ندارد .
مثال: 1-حسنت أخلاقی (اخلاق من نیکو شد) 2-فجّر اللهُ عیونَ الأرض(خدا چشمه های زمین راگشود)
2-اگر اسم تفضیل خبر واقع شود ومبتدای ان به صورت مضاف ومضاف الیه بیاید ومضاف واضح کننده مضاف
الیه باشد این مضاف برطرف کننده ابهام است و جمله نیاز به نقش تمییز(منصوب) ندارد.
مثال: علمک أکثر منّی (علم تو بیشتر از من است)
3-اگر بعد ازاسمهای مقداروشبه مقدار حرف جر (من) به همراه اسم مجرور و یا مضاف الیه بیاید این جار و مجرور
ومضاف الیه بر طرف کننده ابهام است ودیگرنیاز به نقش تمییز( منصوب ) نیست.
مثال: شربت کوباً من شای –شربت کوب شای .
|
خلاصه |
بعدازفعلهای [1- کفی 2- تمییز طلب3-هر فعلی بر وزن فعُل باشد 4- وبعد از اسم
تفضیل 5- اسمهای مقدار وشبه مقدار6-عدد ] 7 -کنایه( کم ،کذا،کأین) 8- افعال مدح وذم 9- وترکیب های تعجب،
|
اصطلاحات اسمهای مقدار وشبه ان مقدار |
تمییز می اید.
1- وزن:کیلو – طن(تن) – منّ – مثقال
2-مساحت: متر- کیلو متر- ذراع (حدود نیم متر) - میل(مایل)
3-پبمانه: کوب(فنجان)- کأس(کاسه)- صحن(بشقاب) - إناء(ظرف) – لتر(لیتر) –راحة(کف دست)
|
ترجمه تمییز |
1- تمییز مفرد عییناً معادل ان در فارسی ترجمه می شود.
إشتریت متراً قماشاً : یک متر پارچه خریدم.
2- تمییز نسبت(جمله) در صورتی که فعل ان«تمییز طلب» باشد به دو صورت می توان ترجمه کرد:
الف)تمییز را به صورت اصل ان (فاعل یا مفعول) ترجمه می کنیم.
تقدم التلمیذ درساً : درس دانش اموز پیشرفت کرد.
ب)در هنگام ترجمه ،قبل از تمییز کلماتی نظیر«از نظر،ازلحاظ،از حیث» بیاوریم
تقدم التلمیذ درساً: دانش اموز از نظر درسی پیشرفت کرد.
3-تمییز نسبت(جمله) در صورتی که با اسم تفضیل بیاید (که معمولاً در اصل مبتدا است)می توان به سه صورت
ترجمه کرد.
الف) تمییز را به صورت اصل ان (مبتدا)ترجمه کنیم.
هذه التلمیذ أُحسن منک أدباً:ادب این دانش اموز بهتر از تو است.
ب) قبل از تمییز کلمه«از لحاظ » بیاوریم.
هذه التلمیذ أحسن منک أدباً:این دانش اموز از نظر ادب بهتر از تو است.
ج)تمییز را بااسم تفضیل به صورت یک کلمه (صفت تفضیلی) ترجمه کنیم.(بهترین ترجمه)
هذه التلمیذة أحسن منک أدباً:این دانش اموز با ادب تر از تو است.
بارخدایا؛