« لَو » به پنج صورت می آيد
انواع لو
« لَو » به پنج صورت می آيد :
1– لو شرطيه : « لو» به عنوان حرف شرط بر دو نوع است :
الف ) حرف شرط ماضوی :
در اين حالت «لو» اختصاص به ماضی دارد ، يعنی بر سر فعلی می آيد که هم در لفظ و هم در معنی ماضی است و امتناع وقوع فعلی را به جهت امتناع فعلی ديگر افاده می کند و « حرف امتناعٍ لامتناعٍ » ناميده می شود، مانند :﴿ ولَو شاءَ ربُّک لَجَعل الناسَ أُمّةً واحدةً ﴾ هود / 118 (اگرپروردگارت می خواست ، قطعاً مردم را امت واحدی قرار می داد)
توضيح : « لو » در اين آيه می فهماند که قرار دادن مردم به صورت يک امت واحد منتفی است ،زيرا شرط (خواستن) منتفی شده است.
ب ) حرف شرط استقبالی : در اين صورت «لو » مترادف « إِنْ » است و افاده ی امتناع نمی کند و بيشتر بر سر فعلی می آيد که در لفظ ماضی و در معنی مستقبل است ، مانند :﴿وَلْيَخشَ الّذينَ لَو تَرکوا مِن خلفِهم ذُريّةً ضِعافاً خافوا عليهم ﴾نساء /9
(وآنان که اگرفرزندان ناتوانی از خود بر جای بگذارند برآنان بيم دارند ) و گاهی بر سر فعلی می آيد که هم در لفظ و هم در معنی مستقبل است ، مانند :
﴿ لَو نَشاءُ لَجَعلنا مِنکم ملائکةً في الأرض يَخلُفونَ ﴾ زخرف / 60 (اگر بخواهيم قطعاً به جای شما فرشتگانی که در زمين جانشين گردند قرار دهيم )
نکته : لو شرطيه جازم نيست .
نکته : قاعده لو شرطيه اين است که اگر بر فعل شرط و جواب شرط مثبت وارد شود ، آن دو در معنی منفی می شوند ، مانند :
« لو جاءَني لَأکرمتُه »(اگر نزد من می آمد اورا گرامی می داشتم) يعنی نزد من نيامد ومن اورا گرامی نداشتم .
و اگر بر فعل شرط و جواب شرط منفی وارد شود ، آن دو در معنی مثبت می شوند ، مانند :« لو لَم يستدن لَم يطالب »( اگر وام نمی گرفت مورد مطالبه قرار نمی گرفت) يعنی وام گرفت ومورد مطالبه قرار گرفت . و اگر اولی مثبت و دومی منفی باشد در معنی اولی منفی و دومی مثبت می شود ، مانند :« لو آمن لَم يقتل » (اگرايمان می آورد کشته نمی شد) يعنی ايمان نياورد وکشته شد . و بالعکس ، مانند :
«لو لَم يؤمن اُريقَ دمُه »(اگر ايمان نمی آورد خونش ريخته می شد) يعنی ايمان آورد وخونش ريخته نشد.
2 – حرف مصدری : « لو » مصدريه مترادف « أَنْ » ، غير عامل و به معنی « آرزو » است وغالباً با « وَدَّ ، يَوَدُّ » می آيد ، مانند :
﴿ يَوَدُّ أَحدُهُم لَو يُعَمَّرُ ألفَ سنةٍ ﴾ بقره / 96
( هريک از ايشان آرزو دارد که هزار سال عمرکند )
( أي : يَوَدُّ التعميرَ ، مصدر مؤول «التعمير» مفعول به و محلّا منصوب است .)
3 – حرف تمنی : بعد از «لو» تمنی فعل مضارع منصوب به وسيله فاء سببيه می آيد و «لو» به معنی «ليتَ» است ، مانند :﴿ فَلَو أَنَّ لَنا کَرَّةً فنکونَ مِن الْمؤمنين ﴾ شعراء/ 102
(ای کاش بازگشتی برای ما بود و از مؤمنان می شديم)
4 – حرف عرض : عرض يعنی طلب چيزی به نرمی و ملايمت . «لو» عرض به مانند «اَلا» است و بعد از آن فعل مضارع منصوب به «فاء» سببيه می شود ، مانند : «لَو تَنْزِلُ علينا فَتُصيبَ خيراً» (مهمان ما شو تا خير و محبت ما را ملاحظه کنی )
5 – حرف وصل برای تقليل : در اين حالت همراه «واو» است و برای تقرير و تأکيد فعل ماقبل آن است ، مانند :
﴿ هو الّذي أرسلَ رسولَه بالْهُدَی و دين الْحقّ ليظهره عَلَی الدينِ کلّه و لو کَرِهَ الْمشرکونَ ﴾ صف / 9
(اوست کسی که پيامبر خود را به قصد هدايت ، با آيين درست فرستاد ، تا آن را بر تمام اديان پيروز گرداند هر چند مشرکان را ناخوش آيد) مثالی ديگر:
« تَصدَّق وَلو بِدرهمٍ » ( احسان کن اگرچه يک درهم باشد .)
نکته : «لو» می تواند با حرف «أَنَّ» همراه شود که در اين صورت «لو» با صله اش بعنوان مبتدا بودن يا فاعل بودن برای فعل محذوف ، مرفوع است ، مانند :
﴿ وَلو أَنَّهم صبروا حتَّی تَخرُجَ إِليهم لَکانَ خيراً لَهم ﴾ حجرات / 5
(و اگر صبر کنند تا بر آنان در آيی ، مسلماً بر ايشان بهتر است ) تقدير مبتدا بودن اينگونه است :
« وَلو صبرُهم ثابتٌ حتَّی تَخرُجَ إِليهم . . »و تقدير فاعل بودن به اين صورت است :« وَلو ثَبَتَ صبرُهم حتَّی تَخرُجَ إِليهم . . »
تذکر : «لو» به مانند اسم موصول نياز به صله و ضمير عائد ندارد .
نکته : «لو» اختصاص به فعل دارد ، ولی گاه اسم منصوبی پس از آن می آيد که عامل نصبش فعل محذوفی است که مفسرآن بعد از «لو» می آيد ، مانند :
« لو زيداً رأيتُه اکرمتُه» (لورأيتُ زيداً اکرمتُه)و يا آن اسمِ منصوب خبر برای «کان » محذوف است ، مانند : « لا يأمَنِ الدهرَ ذو بغيٍ و لو ملکاً » (و لوکانَ الباغي ملکاً) .
ـــــــــــــــ
منابع :
1 - قرآن کريم ، ترجمه محمد مهدی فولادوند
2 – مُهدی الاريب ، تأليف حجت هاشمی
3 – جامع الدروس العربيه ، تأليف مصطفی الغلايينی
4 – المعجم المفصل ، تأليف ميشال عاصی و اميل بديع يعقوب
5 – فوائد الحجتيه ، تأليف حجت هاشمی
6 – معانی حروف ، تأليف سيد محمد راد منش
بارخدایا؛